هدف شوم شبکه زمزمه

زمزمه، دومين شبکه تلويزيوني سرگرم‌کننده عمومي و رايگان فارسي‌زبان در خاورميانه است. اين شرکت حاصل سرمايه‌گذاري بخش آسيايي شرکت اخبار و گروه رسانه‌اي موبي است.
در ماه مي ۲۰۱۱، سهم سرمايه‌گذاري هر يک از اين شرکت‌ها ۵۰ درصد اعلام شده است. زمزمه همانند شبکه خواهر خود فارسي۱، ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته به پخش برنامه‌هاي سرگرم‌کننده تلويزيوني با دوبله فارسي مي‌پردازد. دفتر مرکزي این شبکه تلويزيوني در شهر رسانه‌اي دبي واقع شده است.
بهره مندي از فضاي تعاملي وب، راهکاري است که امروزه رسانه هاي نوين و تازه تأسيس خود را ملزم به استفاده از آن مي دانند تا بتوانند مخاطب خود و نظراتش را در تصميمات و راهبردهاي رسانه ايشان موثر بدانند. زمزمه نيز با ايجاد صفحه ای به نام خود در شبکه اجتماعي فيس بوک و راه اندازي وب سايت خود، ضمن تلاش براي معرفي، واکنش هاي مخاطبان را نيز تحت نظر مي گرفت.
اين فرآيند در مورد شبکه اجتماعي فيس بوک از تاريخ 9 خرداد 90 آغاز شد و تا روز افتتاح، در مدت زمان حدود 40 روز، 16 اعلان به اين صفحه ارسال نمود که عمده آنها معرفي سريال هايي بود که در فهرست کنداکتور اين شبکه قرار گرفته بود.
استفاده از تکنيک ايجاد عطش برای مخاطب به وسيله پخش تيزرهاي جذاب از سريال هایي که قرار بود در اين شبکه پخش شود روی صفحات اين شبکه در شبکه های اجتماعی و وب سايت اصلی در اين 40 روز به انحاء مختلف صورت می گرفت؛ ولی نتوانست تعداد مشتاقان خود را در فيس بوک حتی به 6000 نفر نيز برساند.

هدف شوم شبکه زمزمه

ادامه نوشته

جنگ آنها، جنگ ما

روزي چرچيل در يك سخنراني براي تهييج سربازان خود عليه آلمان نازي گفته بودكه «ما براي شرف خود مي جنگيم درحالي كه آلماني ها براي زمين مي جنگند». هيتلر، بلافاصله در يك سخنراني آتشين اعلام كرد كه «آري ما براي زمين و آنها براي شرف خود مي جنگند، زيرا هركس براي همان چيزي مي جنگد كه ندارد.

جنگ آنها، جنگ ما


» جنگ جهاني دوم تمام شد در حالي كه مردم اروپا مي دانستند كه اين جنگ نه براي زمين و نه براي شرف بود. آنها (و بيشتر فرانسه و انگلستان) همواره در طول سالها مردم آلمان را تحقير مي كردند. فشارهاي بعد از جنگ جهاني اول و بسياري عوامل ديگر سبب برافروختن جنگ دوم شد كه تأثير عميقي بر همه جوانب زندگي غربي گذاشت. پس از جنگ، اروپايي سوخته بر جا ماند كه فلاسفه و نويسندگان را تحت تأثير قرار مي داد. اين جنگ مي بايست از هر لحاظ تقبيح مي شد زيرا همه مي دانستند (با وجود اين كه ظاهراً آلمان نبرد را آغاز كرد) همه به يك اندازه مقصر هستند. نويسنده ها و شاعران سخت مشغول نوشتن آثار ضد جنگ شدند و منتقدان از خواندن آثاري كه جنگ را تأييد مي كرد بر مي آشفتند. از طرفي بسياري از نويسندگان اروپايي با همان احساس نفرت از جنگ به آمريكا رفتند. كشوري كه تمام سال هاي پس از جنگ دوم جهاني را تا به امروز مشغول جنگيدن است. از اين رو ادبيات بيشتر تمايلات ضد جنگ را در خود پرورانده است. در حقيقت آنچه در قلب سنت ادبي غربي جريان دارد ميلي عليه جنگ است كه تحت تأثير خاطره جنگ دوم ايجاد شد. اين معنا ادبيات سرزمين هاي غيرغربي را دچار اشكال مي كند. زيرا آنها از يك سو در فضايي متجاوزانه زندگي نمي كنند. بلكه حتي اغلب مورد تجاوز قرار مي گيرند و از طرف ديگر در «صورت»، تحت تأثير ادبيات غربي هستند. زيرا اساساً زادگاه بعضي از ژانرها مانند نمايشنامه و رمان در غرب است. حال نويسندگان بومي كشورهاي ديگر در ناخودآگاه خود بر سر يك دوراهي مي مانند.
ادامه نوشته